1. Home
  2. News
  3. Totally doable!

Totally doable!

Totally Doable! - Dr Anwar & Nasima Anwar Digital Story

Totally Doable! - Nasima Anwar

Totally Doable! - With Monir Sarvary

ناتوانی چیست و ناتوان کیست؟

نادر احمدی

آیا تا به حال به اطراف خود دقیق شده‌اید؟

اگر دقیق شده‌اید، آیا به افرادی که قادر به انجام کارهای روزانۀ خود به روش افراد عادی نیستند، توجه کرده‌اید؟

نخستین برداشت شما از دیدن افراد ناتوان یا کم‌توان چه بوده است؟

حسی که در آن لحظه به شما دست داده چه بوده؟

آیا احساس ترحم کرده‌اید؟

آیا به کمک آن‌ها شتافته‌اید؟

یا بی‌خیال از کنارشان گذشته‌اید؟

حالت عاطفی شما نسبت به چنین افرادی چیست؟

در جامعه‌ای که شما زندگی می‌کنید در بارۀ ناتوانان یا کم‌توانان چه فکر می‌کنند؟

اینک می‌خواهیم در بارۀ ناتوانی و ناتوان سخن بگوییم.

هرچند کلمات و واژه‌هایی که در جامعه و زبان مردم برای چنین موضوعی استفاده می‌شود عبارت است از معلول، معلولیت، معیوب، معیوبیت و عیبی یا نقص عضو و غیره. متأسفانه هر کدام از کلمات نامبرده از نظر معنایی و مفهومی نوعی توهین و تحقیر را در خود پنهان دارد. به همین علت پدیدۀ معلولیت چه در گذشته و چه امروز در بسیاری از جوامع تابو به شمار می‌رود. یعنی مردم دوست ندارند در بارۀ آن حرف بزنند یا آن‌هایی که فردی معلول در خانوادۀ خود دارند، دوست ندارند کسی دیگری در بارۀ آن بداند و یا او را ببیند. یعنی از نظر اجتماعی و فرهنگی معلولیت یک موضوع ممنوع و ناگفتنی به شمار می‌رود. در حالی که ناتوانی افراد یک پدیدۀ طبیعی مثل دیگر موضوع‌ها و پدیده‌هاست. هیچ فردی در بارۀ آن نباید ملامت شود یا توبیخ و کیفر.

اما بهترین واژه‌ای که زبان فارسی برای شرح چنین موضوعی ارائه می‌کند ناتوان و کم‌توان یا ناتوانی و کم‌توانی است. این واژه‌ها ضمن این‌که به اندازۀ دیگر واژه‌ها زننده و توهین‌آمیز نیستند، معنای دقیق‌تری از موضوع را بیان می‌کند. متأسفانه در بسیاری از جوامع مردم ناتوانی و کم‌توانی را عیب می‌شمارند و حتی در بارۀ آن صحبت نمی‌کنند. بنا‌بر‌این، فراموش نکنیم که مناسب‌ترین تعبیر و کلمه برای معلول ناتوان و برای معلولیت ناتوانی است.

به راستی ناتوانی چیست؟ و فرد ناتوان یا کم‌توان کیست؟ علت ناتوانی و کم‌توانی افراد در چه چیزی ریشه دارد؟ با افرادی که با چنین محدودیت‌های عملی و کاری در زندگی روزانه رو‌به‌رو هستند چگونه رفتار کرد؟

ناتوانی به وضعیت جسمی، روانی، کاری و رفتاری گفته می‌شود که انسان را از انجام کامل یا برخی از کارهای روزانه و عادی یا ارتباط و داد‌و‌ستد با دنیای پیرامون باز دارد.

فرد ناتوان کسی است که همه یا بخشی از توانایی‌های جسمی، روانی، اجتماعی، هنری یا حرفه‌ای خود را به دست نیاورده یا به علتی از دست داده است.

هر گاه توقف یا اختلالی در انجام نقش طبیعی فرد در زندگی روزمره ایجاد شود معلولیت یا ناتوانی اتفاق افتاده است. به فردی که از انجام چنان نقشی بازمانده است ناتوان یا معلول می‌گویند. بر اساس برآورد سازمان بهداشت جهانی حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد جمعیت جهان را افراد ناتوان یا کم‌توان تشکیل می‌دهد. این درصد البته بدون احتساب و در نظرداشت معلولین جنگ‌های جاری در مناطق مختلف جهان است. در این زمینه متأسفانه افغانستان دارای درصد بالایی از ناتوانی‌های ناشی از جنگ را دارا می‌باشد.

اکنون پرسش این است که علل و عوامل ناتوانی چیست؟ ناتوانی چگونه به وجود می‌آید؟

دانشمندان سه عامل مهم را برای ایجاد ناتوانی در افراد برشمرده‌اند:

۱- عامل اول ژنتیکی است. یعنی معلولیت و ناتوانی از طریق ژن از پدر و مادر به فرزند منتقل می‌شود مانند بیماری عقب‌ماندگی ذهنی که از طریق ژن در افراد به وجود می‌آید.

۲- عامل دوم مادرزادی است. در این صورت معلولیت یا ناتوانی از طریق ژن به وجود نمی‌آید بلکه از بر اثر بی‌احتیاطی پدر و مادر در دوران بارداری ایجاد می‌شود. مانند مصرف الکل در دوران بارداری توسط مادر که باعث ایجاد اختلال در کودک می‌شود.

۳- عامل سوم عارضه‌ای یا اتفاقیه است. این عامل خود بر دو نوع تقسیم می‌شود

الف آسیب‌های جسمی و روحی(تروماتیکی) عامل تروما یعنی عوارضی که بر اثر تصادف در هنگام رانندگی یا کار یا بر اثر جنگ، شکنجه، زندان و دیگر فشارهای روحی به وجود می‌آید.

ب- بیماری. عامل بیماری هم بر اثر بیماری‌های طولانی مدت از قبیل سرطان، تنفسی، قلبی، دیابت و یا کلیوی در افراد ایجاد می‌شود.

ناتوانی‌هایی که بر اثر این پنج عامل در انسان پیدا می‌شود به شکل‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. این شکل‌ها عبارتند از:

بینایی

حرکت و جنبش اعضای بدن

فکرکردن

یادآوردن و حافظه

آموختن و یادگیری

ارتباط برقرارکردن

شنوایی

سلامت روان

معاشرت یا روابط اجتماعی

موارد نام برده شده شامل انواع مشهور و شناخته شدۀ ناتوانی در افراد انسانی است. اما ناتوانی به همین موارد محدود نمی‌شود. چه بسا ناتوانی آموختن و یادگیری در یک فرد به شکلی و در فردی دیگر به شکلی دیگر خود را نشان دهد. آنچه که مهم است این است که افراد جامعه نگاه و دید خود را نسبت به پدیدۀ ناتوانی و معلولیت اصلاح کند و به جای دیدن معلولیت فرد معلول به توانایی‌ها و قابلیت‌های او بیندیشد و فرد ناتوان را نه یک معلول و فردی ناقص که فردی دارای توانایی و برخوردار از حقی مساوی با فرد پرتوان ببیند و با او رفتار کند. زیرا در جامعه‌ای سالم و آزاد هر فردی با هر نوع وضعیتی از حق مساوی برخوردار بوده و ناتوانی یا کم‌توانی نباید کسی را از حق مسلم او محروم کند. متأسفانه در جوامع عقب‌مانده مردم بیشتر به دنبال عیب‌جویی و عیب‌بینی هستند تا تسهیل و فراهم ساختن امکانات برای افراد کم‌توان یا ناتوان.

همچنین کسانی که در اطراف فرد ناتوان یا کم‌توان زندگی می‌کنند سعی کنند زمینه را برای به خدمت گرفتن توانایی‌های افراد ناتوان یا کم‌توان آماده سازند. به گونه‌ای که افراد ناتوان یا کم‌توان احساس غرور کنند و انگیزۀ زندگی در آن‌ها روز‌به‌روز تقویت شود.

آرزو می‌کنم روزی فرا برسد که ناتوانی و کم‌توانی، از هر نوعی که باشد از میان جامعۀ بشری رخت بر ببندد و انسان‌ها سالم و با احترام متقابل در کنار یکدیگر زندگی نمایند.